العلامة المجلسي

326

حياة القلوب ( فارسي )

مىرفتند وپشت سر را براي ملائكة مىگذاشتند « 1 » . ودر روايت ديگر منقول است كه : چون آن حضرت سواره مىرفت نمىگذاشت كسى با أو پياده راه برود تا آنكه أو را رديف خود مىكرد ، واگر قبول نمىكرد مىفرمود كه : برو پيش ودر فلان مكان مرا درياب « 2 » . واز حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را چون دو عبادت پيش مىآمد هر يك كه دشوارتر بود اختيار مىنمود ، ونمازش از همه كس سبكتر وتمامتر بود ، وخطبه‌اش از همه كس كوتاهتر وپرفايده‌تر بود ، وچون به جانبي متوجه مىشد از بوى خوش أو مىدانستند كه به آن سو مىآيد ، وچون با جماعتى طعام مىخورد پيش از همه دست دراز مىكرد وبعد از همه دست برمىداشت ، واز نزديك خود تناول مىكرد ودست بسوى ديگرى دراز نمىكرد ، واگر رطب وخرما بود دست به همه مىگردانيد ، وآب را به سه نفس تناول مىنمود وآب را مىمكيد ودهان پر نمىكرد ، وهمهء كارها را به دست راست مىكرد مگر آنچه متعلق به أسافل بدن بود ، ودر همه چيز ابتدأ به جانب راست مىكرد در جامه پوشيدن وكفش پوشيدن وكفش كندن ، وچون رخصت مىطلبيد كه داخل خانه شود سه مرتبه رخصت مىطلبيد ، وسخنش جدا كنندهء حق وباطل وظاهر كنندهء مقصود بود ، وچون به سخن مىآمد نور از ميان دندانهاى نورانيش ساطع مىشد كه بيننده گمان مىكرد كه گشاده است ميان دندانها وگشاده نبود ، در نظر كردن ديده را تمام نمىگشود ، وبا كسى سخن نمىگفت كه أو را خوش نيايد « 3 » . واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شخصي را بر سر سنگى وعده كرد وفرمود كه : من أو را اينجا وعده كرده‌ام ، اگر نيايد همينجا مىمانم تا بميرم واز اينجا محشور شوم « 4 » .

--> ( 1 ) . مكارم الأخلاق 22 . ( 2 ) . مكارم الأخلاق 22 . ( 3 ) . مكارم الأخلاق 23 . ( 4 ) . مكارم الأخلاق 24 با اندكى تفاوت .